۱۳۹۸-۱۲-۲۷

41 نظر

تحلیل بنیادی به زبان ساده / قسمت اول: تحلیل کیفی

دوست دارید تحلیل بنیادی (fundamental analysis) بیاموزید و خودتان سهم‌ها را تحلیل کنید؟ می‌خواهید پرتفوی خود را سر و سامان بدهید و به مدیریت سرمایه شخصی بپردازید؟ شاید دوست دارید که بتوانید تحلیل‌های دیگران را بهتر درک کنید. شاید هم فقط کنجکاوید که معنای تحلیل بنیادی را بدانید.

در هر صورت جای درستی را برای مطالعه انتخاب کرده‌اید.

اگر نگوییم مهم‌ترین، باید بگوییم یکی از مهم‌ترین شاخه‌های دانش مالی و بازار سرمایه بحث تحلیل بنیادی است.

قبل از آن که وارد بحث بشویم، دوست دارم یک نکته را بگویم. تحلیل بنیادی بیش از آن که یک علم خشک و عددی باشد، به هنر شباهت دارد. به همین دلیل تمام تحلیلگران مثل هم نگاه نمی‌کنند و تحلیل‌هایشان هم شبیه به هم نیست.

اگر تخیل قوی‌، صبر زیاد و دقت هنری بالایی دارید، حدس می‌زنم که بتوانید تحلیلگر خوبی شوید.

تحلیل بنیادی یعنی چه؟

از نظر من، تحلیل بنیادی هنر درک عامل‌های کمی و کیفی، و تبدیل آن‌ها به یک روایت قابل فهم است. در این تحلیل ما به دنبال کشف قیمت نیستیم. بلکه می‌خواهیم «ارزش» چیزها را بهتر و دقیق‌تر درک کنیم.

“تحلیل بنیادی هنر درک عامل‌های کمی و کیفی، و تبدیل آن‌ها به یک روایت قابل فهم است.”

برای این کار به تماشای دو تابلوی نقاشی می‌رویم:

  • وضعیت فعلی یک موجودیت مثل شرکت
  • تصویری از آینده آن موجود

تحلیل بنیادی فقط مختص شرکت‌ها نیست. شما قادر هستید یک صنعت، یک کشور یا حتی وضعیت مالی شخصی خود را هم تحلیل کنید. اما در این مطلب ما می‌خواهیم از تحلیل بنیادی سهام صحبت کنیم.

هدف ما این است که قیمت را کنار بگذاریم و بدون توجه به سابقه نوسان‌های قیمت، از سلامت مالی و ارزش یک موجودیت باخبر شویم.

سوالات بنیادی در تحلیل بنیادی

یک تحلیلگر بنیادی سوالاتی را مطرح می‌کند و به دنبال پاسخی دقیق برای آن‌ها می‌گردد. همان‌طور که گفتیم این سوال‌ها می‌تواند فردبه‌فرد متفاوت باشد.

موفقیت یک تحلیل بنیادی تنها به پاسخ‌های درست بستگی ندارد. بلکه موفقیت یک تحلیل، وابسته به طرح سوال‌هایی درست است.

  • آیا درآمد شرکت دارد رشد می‌کند؟
  • آیا شرکت واقعا دارد سود می‌کند؟
  • آیا می‌تواند بدهی‌های خود را بپردازد؟
  • آیا قدرت کافی برای رقابت با دیگران را دارد؟
  • آیا منابع شرکت برای تولید سود، به شکلی بهینه تخصیص پیدا کرده‌اند؟
  • در بدترین سناریو، چه اتفاقی برای سرمایه‌گذاران می‌افتد؟

اگر بتوانیم به این سوالات جواب بدهیم، متوجه می‌شویم که آیا یک مورد سرمایه‌گذاری واقعا مناسب است یا خیر. به فارسی ساده، ما به دنبال این جواب هستیم که در نهایت «سهم را بخریم یا نه؟».

ابزارهای تحلیل

تحلیل بنیادی چیزی نیست به جز تحلیل، بررسی و نتیجه‌گیری از عوامل بنیادی. اما عامل‌های بنیادی چه هستند؟ هرچیزی که به سلامت مالی شرکت ربط داشته باشد. مواردی مثل سود، زیان، بدهی، دارایی، ارزش برند و توان مدیریتی شرکت.

به طور کلی می‌توانیم عوامل بنیادی را به دو دسته تقسیم کنیم:

  • عوامل کمی: قابل اندازه‌گیری هستند و با عدد گزارش می‌شوند.
  • عوامل کیفی: به کیفیت و صفات مربوط هستند و نمی‌شود به آن‌ها عدد نسبت داد.

برای مثال وقتی در مورد سهم از بازار یک شرکت حرف می‌زنیم، می‌توانیم موضوع را با عدد و نمودار بیان کنیم. اما وقتی در مورد قدرت نوآوری یک شرکت صحبت می‌کنیم، اعداد از وصف واقعیت عاجز خواهند بود.

برای مثال خوش‌نامی یک شرکت چیزی نیست که بشود با عدد سنجیده شود. اما اگر تصویر عمومی از یک برند را در تحلیل خود منظور نکنیم، کارمان کامل نخواهد بود.

با این وجود توجه داشته باشید که عوامل کیفی، در نهایت باید به عدد تبدیل شوند. شرکتی خلاق و نوآور که قادر نیست محصولات خود را بفروشد و سود بسازد، مورد توجه ما نخواهد بود.

درست مثل کسی که هزاران مدرک دانشگاهی و فنی دارد، اما قادر نیست برای خودش یک شغل دست‌وپا کند.

مهم‌ترین ابزار شما برای تحلیل سامانه کدال است. اطلاعیه‌ها و اعدادی که در سایت‌های دیگر منتشر می‌شود، ممکن است دقیق نباشد. 

مفهوم ارزش ذاتی

چرا می‌خواهید سهم‌ها را تحلیل کنید؟ چون باور دارید که قیمت سهم‌ها دقیق نیست، شاید یک سهم خیلی ارزان باشد و بعدها گران شود، یا خیلی گران باشد و بعدها قیمتش پایین بیاید. پس قبول دارید که:

فرض بنیادی اول: «قیمت سهم نشان‌دهنده ارزش آن نیست.»

 شما به دنبال سهم‌هایی هستید که قیمتی کم‌تر از ارزش ذاتی خود داشته باشند. مثلا دوست دارید سهمی پیدا کنید که ۱۰۰۰ تومان می‌ارزد، اما قیمتش در بازار کم‌تر از ۱۰۰ تومان است!

 چرا این آرزو را در سر می‌پرورانید؟ چون باور دارید که:

فرض بنیادی دوم: «در بلندمدت، قیمت به ارزش ذاتی نزدیک خواهد شد.»

یعنی سهمی که امروز ۶۰ تومان است و هزار تومان می‌ارزد، بالاخره به قیمت ۱۰۰۰ تومان خواهد رسید. چرا که بالاخره دیگران هم از ارزش ذاتی این سهم باخبر می‌شوند و در صف خرید می‌ایستند. این اتفاق چه زمانی می‌افتد؟ هیچ‌کس نمی‌داند. شاید چند ماه و شاید چند سال دیگر. باید منتظر ماند و دید.

علاوه‌بر طولانی شدن مدت انتظار، دو اتفاق بد دیگر هم ممکن است رخ بدهد:

الف) شاید مفروضات شما نادرست است و سهم، آن‌قدرها که فکر می‌کنید ارزش ندارد.

ب) شاید در طول زمان، ارزش ذاتی شرکت تغییر کند و شما از این تغییرات بی‌خبر باشید.

ابتدا به عامل‌های کیفی تحلیل بنیادی می‌پردازیم و سپس سراغ اعداد و کمیت‌ها می‌رویم.

قدم نخست: شناخت شرکت

افراد زیادی را می‌شناسم که در مورد ارزنده بودن یک شرکت صحبت می‌کنند، اما هیچ ایده‌ای از مدل کسب‌وکار آن ندارند.

شاید شما درکی کلی از بانک ملت داشته باشید. اما آیا می‌دانید شرکت توسعه معادن روی ایران (کروی) دارد چه کار می‌کند؟ به نظر شما چند نفر از کسانی که این سهم را در پرتفوی خود دارند، از موضوع فعالیت شرکت باخبر هستند؟ حتی در مورد بانک ملت، آیا به درستی می‌دانید درآمدهای این بانک از کجا حاصل می‌شود؟

برای این منظور شما می‌توانید مدل کسب‌وکار یا business model یک شرکت را مطالعه کنید.

فولاد آلیاژی یزد

شرکت فولاد آلیاژی یزد - یاسیکو

یک مثال جالب فولاد آلیاژی یزد یا فولای است. شاید با شنیدن نام آن فکر کنید که این شرکت فولاد تولید می‌کند. اما زمینه فعالیت شرکت چیز دیگری است: «خرید یا اجاره زمین و خرید ماشین آلات و لوازم یدکی و مواد اولیه مورد نیاز از داخل یا خارج از کشور و ایجاد تاسیسات مربوطه به‌منظور تولید انواع قطعات و مقاطع آماده‌سازی شده فولادی، انواع فعالیت‌های بازرگانی اعم از خرید و فروش کالاهای تجاری، تصدی خدمات معاملاتی و اوراق بهادار و قرضه و خرید و فروش سهام و به‌طور کلی انجام هرگونه فعالیتی که به نحوی به موضوع شرکت باشد.»

پس اگر فکر می‌کنید قیمت فولاد در آینده بالا خواهد رفت و تولیدکننده‌ها از این افزایش قیمت سود می‌برند، شاید فولاد یزد نتواند از این پیش‌بینی را برای شما به سود تبدیل کند.

لازم است بدانید که:

  • هزینه‌های شرکت چه چیزهایی هستند؟
  • شرکت چه بدهی‌هایی دارد؟
  • درآمدها از کجا حاصل می‌شوند؟
  • چه طرح‌هایی برای توسعه وجود دارد؟
  • ریسک‌ها چه هستند؟
  • وضعیت رقبا چطور است؟

شناخت صنعت

شرکت‌های مختلف در صنایع متفاوتی فعالیت دارند. ساختار یک واسطه مالی با یک پالایشگاه تفاوت دارد.

برخی شرکت‌ها محصولات خود را به مصرف‌کننده نهایی می‌فروشند. مثل یک شرکت خودروسازی.

برخی شرکت‌ها محصول خود را به شرکتی دیگر می‌فروشند تا از آن در تولید محصول استفاده شود. مثل شرکتی که فولاد تولید می‌کند.

شرکت‌هایی هستند که نهاده‌های تولید را به محصول تولید کرده و آن را می‌فروشند. شرکت‌هایی هم هستند که در ازای فعالیت عملیاتی، کارمزدی ثابت دریافت می‌گیرند. 

توصیه شخصی این است که در مورد چند صنعت، اطلاعات کافی کسب کنید. شاید شما چیزی از شرکت‌های فناوری اطلاعات ندانید اما به خوبی بتوانید از کسب‌وکار پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها سر در بیاورید. در این صورت بهتر است کم‌تر سراغ آی‌تی بروید و صنعتی را جستجو کنید که می‌توانید آن را بهتر بفهمید.

درک مزیت رقابتی

شرکت همراه اول را در نظر بگیرید. چقدر احتمال دارد که مشترکین همراه اول سیم‌کارت‌های خود را با اپراتورهای دیگر عوض کنند؟ چه قدر احتمال دارد که مردم سیم‌کارت اپراتور دیگر را کنار بگذارند و یک خط ۹۱۲ بگیرند؟ اصلا چقدر احتمال دارد که آدم‌ها شماره خود را عوض کنند؟ چه عاملی باعث می‌شود که همراه اول چنین مزیتی داشته باشد؟

منظورم این نیست که همین امروز بروید و سهم همراه اول را بخرید. بلکه در مورد مزیت‌های آن فکر کنید. شاید بتوانید در همین نقطه قوت، ضعفی بزرگ پیدا کنید. مثلا پی ببرید که بازار برای این شرکت تقریبا اشباع شده و امید زیادی به چندبرابر شدن فروش آن وجود ندارد. شاید تمام کسانی که سیم‌کارت همراه دارند، بخواهند یک سیم‌کارت دوم اعتباری هم تهیه کنند.

مزایایی مثل مزیت ابعاد، سهم از بازار، آگاهی بالای عمومی از برند و... می‌توانند یک سهم را از بقیه شرکت‌ها متمایز کنند. شناسایی مزیت‌ها یکی از مهم‌ترین گام‌های تحلیل بنیادی است. «چرا این شرکت، و نه هیچ شرکت دیگر.»

درک مدیریت

مدیران خوب می‌توانند یک مدل کسب‌وکار بد را اصلاح کنند. اما مدیران بد هرگز نمی‌توانند یک مدل کسب‌وکار فوق‌العاده را اجرا کنند.

حتی بعضی‌ها می‌گویند بجای این که دنبال شرکت‌های خوب بگردید، سعی کنید مدیران خوب را شناسایی کنید.

یک مثال غیر بورسی می‌زنم که موضوع بهتر متوجه شوید. اهداف، مدل‌ها و فرهنگ عمومی تیم لیورپول در ده سال اخیر تغییر زیادی نکرد. اما با آمدن یورگن کلوب به عنوان سرمربی، این تیم به مدعی اصلی لیگ جزیره و لیگ قهرمانان اروپا تبدیل شد.

در شرکت‌ها هم شرایط به همین صورت است. تغییر مدیرعامل (با ثابت ماندن تمام فاکتورهای دیگر) می‌تواند همه‌چیز را عوض کند.

با این وجود نمی‌توانید از سایت شرکت، و بیوگرافی مدیران، به اطلاعات خوبی دست پیدا کنید. ما به دنبال سیاهی‌ها، تاریکی‌ها و نقطه‌ضعف‌هایی می‌گردیم که در سایت شرکت یافت نخواهند شد.

یک راه بهتر این است که در مورد گذشته مدیر جستجو کنید و ببینید قبلا چه گلی به سر چه کسانی زده است.

به زبان ساده، یک تحلیل بنیادی که فقط شامل نسبت‌های مالی باشد، بدون این که به تیم مدیریتی توجه کند، تحلیلی ناقص خواهد بود.

شناسایی ذی‌نفع‌ها

تنها سهام‌داران نیستند که از موفقیت یک شرکت سود می‌برند. برای مثال تحریم‌های آمریکا علیه شرکت هوآوی، تنها سهام‌داران این شرکت را نگران نکرد:

  • مشتری‌ها: چه بلایی سر گوشی‌های ما خواهد آمد؟ یعنی دیگر نمی‌توانیم جی‌میل خود را چک کنیم؟
  • کارکنان: آیا تولید هوآوی کم‌تر خواهد شد؟ آیا به نیروی کار کم‌تری نیاز دارند؟
  • بانک‌ها: آیا هوآوی قادر نیست وام‌ها و تسهیلاتی را که گرفته پس بدهد؟
  • تامین‌کننده‌ها: آیا سفارش قطعات از سوی شرکت هوآوی کاهش پیدا می‌کند؟
  • کسب‌وکارهای دیگر: آیا از این به بعد برای گوشی‌های هوآوی کم‌تر قاب و محافظ صفحه تولید کنیم؟
  • شرکای تجاری: آیا دیگر نمی‌توانیم روی خدمات شرکت هوآوی در زمینه مخابرات حساب کنیم؟
  • دولت‌ها: آیا مالیات دریافتی ما از هوآوی کم‌تر خواهد شد؟

...

پس می‌بینیم که ذی‌نفعان (Stakeholder) تنها شامل سهام‌داران (Shareholder) نیست.

اما همچنان مهم‌ترین ذی‌نفع‌ها شامل سهام‌داران و مدیران یک شرکت می‌شود. این که سهام‌داران یک شرکت بیشتر حقیقی هستند یا حقوقی و آیا حقوقی‌ها بیشتر خصوصی هستن یا دولتی، شرایط را تغییر خواهد داد.

مشتری‌های شرکت

بعضی شرکت‌ها تعداد بسیار محدودی مشتری دارند. مثلا شاید یک شرکت تنها به دولت خدمات بدهد. شرکت‌های دیگری هستند که با میلیون‌ها مشتری سروکار دارند.

تعداد محدود مشتری، نشانه چندان خوبی نیست. در این حالت، مشتری دارای یک انحصار خرید (monopsony) است.

انحصار خرید برای شرکت مشکلاتی جدی ایجاد می‌کند. اول این که مشتری قدرت چانه‌زنی بالایی دارد و به‌سادگی می‌تواند سود شرکت را حداقل کند. از سوی دیگر چنین شرکتی انگیزه بسیار کمی برای تحقیق و نوآوری دارد.

داشتن مشتری‌های کم، خالی از ریسک نیست. مثلا شرکتی را تصور کنید که به دولت خدمات می‌دهد. یک تغییر کوچک در سیاست‌های کشور، می‌تواند شرکت را از بین ببرد.

سهم از بازار

شرکتی را تصور کنید که ۷۰ درصد از بازار را در اختیار دارد. این شرکت طبیعتا می‌تواند از مزیت ابعاد استفاده کند. برای مثال هزینه تامین، لجستیک و بازاریابی برای این شرکت کم‌تر خواهد بود.

شرکتی با سهم از بازار کوچک، برای توسعه بازار خود راه سختی در پیش دارد. اما همین شرکت در صورت موفقیت می‌تواند رشدی بی‌سابقه را تجربه کند.

حتما می‌دانید که برای داشتن شانسِ سودِ بیشتر، باید ریسک بیشتری را پذیرا باشید. برای کم کردن ریسک، باید سود انتظاری خود را هم کاهش بدهید. در اینجا هم سهم از بازار بزرگ‌تر به معنی ریسک کم‌تر، و سهم کوچک احتمال بازدهی بالاتر است.

در نتیجه سرمایه‌گذاران ریسک‌گریز بیشتر به دنبال شرکت‌هایی می‌روند که سهمشان از بازار بیشتر باشد. در مقابل کسانی که اشتهای ریسک بیشتری دارند از این شرکت‌ها استقبال نمی‌کنند و به دنبال شرکتی هستند که احتمال رشد بیشتری داشته باشد.

انتخاب صنعت

برخی صنایع در حال رشد هستند. برای مثال شرکت‌های فناوری مالی یا فینتک در یک صنعت رو به رشد قرار دارند. اما برخی صنایع رشد صفر یا حتی منفی دارند.

مثلا در اقتصاد جهانی، تولید برق از زغال‌سنگ یک صنعت رو به زوال فرض می‌شود. در مقابل صنایعی مثل هوش مصنوعی و خودروهای الکتریکی صنایعی رشدی هستند.

اما این طور نیست که وضعیت صنایع ثابت بماند. همچنین شرکت‌ها می‌توانند خود را با بازار جدید انطباق بدهند.

برای مثال شرکت سونی با تولید واکمن، سهم خوبی از نوار کاست به دست آورد. با تغییر صنعت، سونی به خوبی توانست به CD و DVD روی بیاورد و همچنان بازار خود را حفظ کرد. این شرکت در تولید MP3پلیر هم موفق بود. اما بازار موسیقی آنلاین مثل اسپاتیفای، پاشنه آشیل شرکت سونی شد.

یعنی دو یا سه موفقیت چشمگیر، ضمانتی برای ابدی بودن موفقیت ایجاد نمی‌کند.

قیمت‌پذیری و قیمت‌گذاری

گفتیم که هدف از تحلیل بنیادی پی بردن به ارزش یک شرکت است. سلامت مالی از مهم‌ترین شاخصه‌های ارزندگی به حساب می‌آید. اما سلامت مالی ممکن نمی‌شود، مگر با آزادی مالی.

شرکت‌هایی هستند که از به صورت مداوم از سوی تامین‌کننده تهدید می‌شوند. یعنی تامین‌کننده می‌تواند به سادگی قیمت مواد اولیه را بالا ببرد و از سود شرکت بکاهد.

فروشگاه زنجیره افق کوروش

فروشگاه‌های زنجیره‌ای قدرت بیشتری در قیمت‌گذاری دارند.

شرکت‌هایی هستند که محدودیت تامین ندارند. برای مثال یک فروشگاه زنجیره‌ای مثل افق کوروش، الزامی ندارد که فقط از یک شرکت پنیر بخرد. بلکه می‌تواند برای ورود یک برند به فروشگاه‌هایش، شرط بگذارد. به همین دلیل، افق کوروش یک شرکت قیمت‌پذیر نیست، بلکه شرکتی قیمت‌گذار محسوب می‌شود.

در مقابل، برخی شرکت‌ها حتی نمی‌توانند قیمت محصولات خود را تعیین کنند. مثلا قیمت برخی اجناس از سوی دولت تعیین می‌شود و افزایش قیمت به منزله تخلف خواهد بود. دولت سعی می‌کند با سرکوب قیمت، تورم را پایین نگه دارد، اما قیمت مواد اولیه لازم برای تولید کالا و خدمات را تثبیت نمی‌کند. در این موارد شرکت باید مواد اولیه را گران‌تر بخرد و محصول خود را ارزان‌تر بفروشد! بیشتر خودروسازی‌های ایرانی در این دسته قرار می‌گیرند. (مگر قوانین تغییر کند)

مهم است که یک شرکت به تعداد زیادی تامین‌کننده دسترسی داشته باشد و بتواند محصول خود را آزادانه قیمت‌گذاری کند.

قوانین و مقررات

در ایران، تغییر قوانین و مقررات یکی از ریسک‌های دائمی شرکت‌ها است. بعید نیست فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تولید یک کالا متوقف شده یا قوانین باعث سخت‌شدن فعالیت عملیاتی، تامین مالی و غیره شده‌اند.

برای مثال ممکن است پیش‌بینی کرده باشید که قیمت دلار افزایش پیدا کند، برای همین تصمیم‌ گرفته‌اید سرمایه خود را به شرکت‌هایی ببرید که درآمد دلاری دارند، اما قانون می‌گذارند که شرکت‌های صادرکننده باید ارز خود با قیمت پایین به دولت بدهند.

“یک توصیه جدی این است که از سرمایه‌گذاری روی شرکت‌هایی که بیش از اندازه آلودگی تولید می‌کنند، یا محصولاتشان مضر است، خودداری کنید.”

یک توصیه جدی این است که از سرمایه‌گذاری روی شرکت‌هایی که بیش از اندازه آلودگی تولید می‌کنند، یا محصولاتشان مضر است، خودداری کنید. این شرکت‌ها بیشتر از هر شرکت دیگری در معرض ریسک قوانین و محدودیت‌ها هستند. شاید همین فردا تولید یک محصول مضر ممنوع شود و شرکت برای ادامه حیات، مجبور به پرداخت هزینه‌ای گزاف شود.

همچنین در مورد شرکت‌های غذایی و دارویی احتیاط بیشتری کنید. خبر خراب بودن یک ماشین، شرکت خودروسازی را دچار مشکلی جدی نمی‌کند. اما خبر خراب بودن محصولات غذایی یا دارویی، اثری بسیار شدید و در مواردی ماندگار دارد.

شرکت سالم، سود سالم

تا اینجا فقط به عوامل کیفی توجه کردیم و هیچ حرفی از اعداد نزدیم.

بسیاری از تحلیل‌گران نسبت به مسائل کیفی بی‌توجه هستند و تنها با مراجعه به صورت‌های مالی، دو دوتا چهارتا می‌کنند.

مطالعه بیشتر: افزایش سرمایه چیست؟

اما حتی اگر سود شرکت پپسی بیشتر باشد، کسی نمی‌تواند ارزشِ شهرت نام کوکاکولا را نادیده بگیرد.

در قسمت بعدی، در مورد عوامل کمی مهم در تحلیل بنیادی صحبت خواهیم کرد.

درباره نویسنده مقاله :


ممکن است این مقالات را هم بپسندید

نوسانگیری کار خوبی است یا بد؟

ریسک چیست و چطور محاسبه می‌شود؟

  • ممنون مطلبتان بسیاز آموزنده وکامل ورسا بو

  • برای من به عنوان یک مبتدی، بسیار آموزنده بود

  • خیلی مفید و عالی بود.

  • با سلام و خسته نباشید خدمت کلیه کادر تالاربورس
    مطالب واقعا مفید و آموزند بودند من نهایت استفاده رو از این مطالب و مطالب‌های پیشتر برده‌ام
    با آرزوی سر افرازی و سربلندی برای کلیه پرسنل تالار بورس

  • علی وارسته گفت:

    بسیارعالی ممنونم

  • عیسی گلپور گفت:

    خداوند به شما عزیزان سلامتی و توفیق روز افزون عنایت فرماید که این چنین بی دریغ و بدون چشمداشتی دیگران را از دانش و تحقیق خود بهره مند می سازید.

  • اشرف عباسی گفت:

    با تشکر از توضیحات مفیدتان

  • لطفا به این سوال جواب بده چگونه به ارزش ذاتی هر سهم پی ببریم واگر فرمول خاصی داره یاد بده ارزش ذاتی هر سهم چقدر وچگونه بدست می آیدچیزهای کلی نگو

  • حمیدلطفی گفت:

    قابل فهم ، کامل بود خسته نباشید

  • با سلام.تشکر وسپاس از توضیحات خوب شما.اگر توضیحاتی در ارتباط با مدت زمانی که طول میکشدتا حق تقدم به سهام اصلی تبدیل شود ارائه بفرمایید .ممنون هستم

  • نادر روستایی گفت:

    با سلام
    بسیار عالی .فکر کنم در صورت امکان اگر به شکلی کاربردی و ملموس تر با ذکر چند مثال که از جمع بندی همه عوامل به نتیجه ای مشخص برسه باشه بسیار مفید تر خواهد بود
    با تشکر

  • خیلی ساده وعمیق وقابل درک بود

  • فتحی پور گفت:

    بسیار عالی ومفید وآموزنده

  • خیلی آموزنده بود / ممنون

  • ممنون خیلی امزنده بود

  • خدا قوت ، مطالب عالی واموزنده ، لطفا در مورد بازار آتی و فارکس هم مطالبی بگذارید

  • فریبا غفاری گفت:

    باتشکر از مدیر گروه اطاعات روشن ومفاهیم رسا برای کاربران از طریق ایمیل میفرستند

  • مهدی خلیل پور گفت:

    عالی بود ممنون

  • خیلی متشکرم بابت اطلاعات مفید و گویای شما.

  • سلام ،سپاسگذارم،مطالب بسیار روان و مفید بود خدا قوت

  • با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی اساتید و دست اندرکاران گرامی تالار بورس، مطالب ارسالی مربوط به تحلیل فاندامنتال بسیار جامع و کامل بود.دست مریزاد
    سلامت و مانا باشید

  • خیلى خوب و روان بود مطالب

  • قابل فهم و آموزنده بود . با تشکر

  • اگر مطالب با ذکر مثال باشن خیلی بهتر درک پذیر میشن.واقعا ممنون از شما

  • ممنون بابت همچین مطالب مفید و ارزنده ای که در اختیار عموم قرار می دهید، موفقیت های روز افزون برای شما آرزومندم.

  • سلام،من نمی دونم این مثال فولاد آلیاژی یزد را ایشون از کجا آورده ولی من تا چند سال پیش که با این شرکت کار میکردم آلیاژهای فولادی تولید می کرد.به نظرم بد نیست حداقل یک سری به سایتشون بزنین

    • فولای
      موضوع فعالیت : خرید یا اجاره زمین و خرید ماشین آلات و لوازم یدکی و مواد اولیه مورد نیاز از داخل یا خارج از کشور و ایجاد تاسیسات مربوطه بمنظور تولید انواع قطعات و مقاطع آماده سازی شده فولادی، انواع فعالیتهای بازرگانی اعم از خرید و فروش کالاهای تجاری، تصدی خدمات معاملاتی و اوراق بهادار و قرضه و خرید و فروش سهام و بطور کلی انجام هرگونه فعالیتی که به نحوی به موضوع شرکت باشد.

      منبع: TSETMC

      • خب این اون چیزیه که توی اساسنامه ثبت شرکت می نویسن،متاسفانه توی ایران اینجوریه .اکثر شرکتها تقریبا همینه.همه چیز می نویسن که اگه یک زمانی بخواهم کار کنن مشکلی نباشه.اما این شرکت در حال حاضر تولید کننده فولاد آلیاژیه و اخیرا رکورد هم زده

      • البته نمیشه از ارزش این مقاله و همتی که نویسنده برای آموزش به خرج داده گذشت.ممنون

  • بسیار عالی بود.تشکر از تیم با تجربه تالار‌بورس موفقیت و پیروزی.جناب حامد ثقفی و همکاران تلاشگران را‌از ایزد یکتا خواستارم.

    ط

  • ممنون عالی بود استاد

  • اسماعیل رسولی گفت:

    بسیار عالی و خوب بود ممنون از اینکه معلومات خود را در اختیار می گذارید.

  • بسیار عالی و کاربردی.مرررسی👏🙏🌸

  • خوب و روان موارد مقدماتی عنوان و توضیح داده شد.

  • خیلی عالی فقط خیلی خوب میشه اگه وقتی قیمت های بعدی اومد، لینکشون رو زیر همین مقاله اضافه کنید ممنون

  • {"email":"Email address invalid","url":"Website address invalid","required":"Required field missing"}

    دوره‌های حرفه‌ای آموزش سرمایه‌گذاری در بورس را آغاز کنید...

    >