۱۴۰۰/۰۱/۲۳

آشنایی با تحلیل تکنیکال (بخش دوم)

در قسمت اول آشنایی با تحلیل تکنیکال با چگونگی شکل‌گیری حرکات قیمتی و خطوط روند آشنا شدیم. در ادامه مباحث آموزشی، با ذکر مثال‌هایی به تعریف کانال‌ها، انواع آن و سطوح حمایت و مقاومت و همچنین تعریف نقاط پیوت می‌پردازیم. و به شما می‌گوییم که چگونه تغییر روند در نمودارها شکل می‌گیرد و علایم آن چیست؟ همواره به یاد داشته باشید که رمز موفقیت در یادگیری تحلیل تکنیکال، فقط تمرین زیاد و به‌دست آوردن تجربه است.

کانال‌ها در تحلیل تکنیکال

کانال‌های قیمتی یکی از مباحث ابتدایی اما پرکاربرد در تحلیل تکنیکال است. ما در قبل‌تر یاد گرفتیم که خطوط روند را چگونه رسم کنیم. حال اگر به موازات خط روند رسم شده در نمودار، خط روند دومی را نیز زسم کنیم که حرکات قیمتی بین این دو خط روند محدود شود، ما یک کانال ترسیم کرده‌ایم.

به‌عبارتی دیگر کانال‌ها عبارتند از دو خط روند، به‌طوری که یکی در زیر قیمت و یکی در بالای قیمت ترسیم شوند.

عکس فوق یک کانال قیمتی در سهام تسلا را نشان می‌دهد.

همانند آن‌چه در خطوط روند گفتیم، هرچه تعداد برخورد به کف و سقف کانال بیشتر و همچنین فواصل برخورد نیز یکسان  باشد، اعتبار کانال بیشتر می‌شود.

انواع کانال‌ها

کانال‌های قیمتی به‌طور کلی به سه دسته تقسیم‌بندی می‌شوند:

کانال‌های صعودی

همان‌طور که از اسمش پیداست، این نوع کانال‌ها با خطوط روند صعودی ترسیم می‌شوند. قیمت در این کانال به‌طور کلی درحال صعود است. از مشخصات بارز آن تشکیل کف‌های بالاتر از کف قبلی و همچنین سقف‌های بالاتر از سقف قبلی است.

کانال‌های نزولی

این نوع کانال‌ها نیز دقیقا نقطه عکس کانال‌های صعودی ترسیم می‌شوند. قیمت در آن‌ها به‌طور کلی در حال نزول است. از خصوصیات بارز آن نیز تشکیل کف‌ها و سقف‌های پایینتر و  کف و سقف قبلی است.

نمونه‌ای از ترسیم یک کانال نزولی


کانال‌های خنثی (رنج)

این نوع از کانال‌ها معمولا بین روندهای صعودی و نزولی به‌وجود می‌آیند. جایی که جهت روند از صعود به نزول و یا برعکس درحال تغییر باشد. به اصطلاح می‌گوییم بازار در این حالت رنج است و شکل کانال به‌صورت یک مستطیل تقریبا افقی (نه لزوما افقی) ترسیم می‌شود.

نمونه کانال خنثی

دقت کنید که حتما نباید برای ترسیم کانال خنثی یا رنج، زاویه کانال کاملا افقی باشد. در برخی از جزوات و کتب آموزشی، دیده شده که از کلمه افقی استفاده شده که این باعث سوتفاهم شده است. نکته‌ای که کانال‌های خنثی به ما نشان می‌دهند، این است که بازار جهت و یا روند خاصی ندارد.

کانال‌های واگرا و همگرا

آیا برای ترسیم کانال‌ها حتما باید خطوط روند به موازات هم رسم شوند؟

خیر. لزوما این‌طور نیست. در تقسیم‌بندی، کانال‌های صعودی و نزولی می‌توانند به‌صورت واگرا و یا همگرا نیز باشند. نمونه‌ای از این کانال‌ها را در عکس‌های زیر می‌توانید مشاهده کنید.

نمونه‌ای از کانال واگرا

نمونه‌ای از کانال همگرا

در تحلیل تکنیکال کانال‌ها به ما می‌گویند:


  • هرگاه قیمت به سقف و یا کف یک کانال نزدیک می‌شود ما انتظار واکنش در قیمت را داریم.
  • هرچه تایم‌فریم یک کانال قیمتی بزرگتر باشد، اعتبار آن کانال بیشتر است.
  • هرگاه قیمت از سقف و یا کف کانال با قدرت خارج شد، انتظار ادامه حرکت قیمتی در جهت شکست را داریم. مثلا وقتی که قیمت از سقف یک کانال با قدرت خارج شود، انتظار داریم همچنان قیمت به رشد خود ادامه دهد. در این حالت دیگر کانال قبلی معتبر نخواهد بود. اصطلاحا به این حالت Breakout می‌گوییم.

در مثال فوق پس از بریک اوت قیمت در جهت شکست، به حرکت خود ادامه داده است.

نکته مهم: برخی اوقات ممکن است بعد از شکست کانال، قیمت مجدد تغییر جهت داده و وارد کانال شود. در این حالت اصطلاحا می‌گوییم که Breakout Failure اتفاق افتاده و قیمت مجدد به داخل کانال برمی‌گردد. معمولا این اتفاق در تایم‌فریم‌های پایین‌ رخ می‌دهد.

حمایت و مقاومت

حمایت و مقاومت یکی از مهمترین و پرکاربردترین مباحث در هنر تحلیل تکنیکال است. نکته جالب اینجاست که خیلی‌ها از تحلیلگران هنوز به درک درستی از مفهوم آن نرسیدند.

به‌صورت ساده حمایت و مقاومت به محدوه قیمتی می‌گویند که محل تجمع خریداران و یا فروشندگان باشد. معمولا در آن ناحیه قیمتی، نمودار دچار نواساناتی می‌شود و حتی ممکن است جهت روند نیز تغییر کند. در بسیاری از مواقع تعریف اشتباهی از ماهیت حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال عنوان می‌شود که در آن‌، حمایت و مقاومت را خطی فرضی عنوان می‌کنند. این جمله کاملا اشتباه است و شاید همین موضوع سرچشمه اشتباهات بعدی تحلیلگر را رقم بزند.

همواره به‌یاد داشته باشید که هیچ‌گاه حمایت و مقاومت نمی‌تواند به‌صورت یک خط و در یک نقطه قیمتی باشد. مگر این‌که تمامی پیشنهادهای خریداران و یا فروشندگان در یک قیمت اُردِر گذاری شده باشد!

تفاوت حمایت و مقاومت چیست؟

برای بهتر درک کردن تفاوت بین سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال، مطلب را با عنوان مثالی بیشتر باز می‌کنیم:

فرض کنید در یک بازار نزولی، قیمت همچنان درحال کاهش است. این نزول ادامه پیدا می‌کند تا قیمت به محدوده‌ای برسد که خریداران در آن ناحیه زیاد می‌شوند. اثری که خریداران در آن ناحیه قیمتی بر نمودار ایجاد می‌کنند، درواقع حمایت از قیمت و جلوگیری از کاهش بیشتر است. این ناحیه را حمایت می‌نامیم.

برعکس این موضوع برای تعریف سطوح مقاومتی صدق می‌کند. یعنی وقتی در یک نمودار در حال صعود، قیمت به محدوده‌ای می‌رسد که در آن ناحیه تجمع فروشندگان وجود دارد، اثری که فروشندگان در قیمت می‌گذارند در واقع باعث جلوگیری از صعود بیشتر قیمت و به عبارت دیگر ایجاد یک سطح مقاومتی در نمودار است.

چگونه سطوح حمایتی و مقاومتی را شناسایی و رسم کنیم؟

اگر به یک نمودار نگاه کنیم، در گذشته می‌توانیم سطوحی را شناسایی کنیم که در آن ناحیه، قیمت واکنش نشان داده است. از نشانه‌های آن نیز می‌توان به شکل کندل‌ها اشاره کرد. درواقع در سطوح حمایتی کندل‌ها از سمت پایین دارای شدو (میله) و در سطوح مقاومتی کندل ها در آن ناحیه از سمت بالا دارای شدو (میله) هستند.

در عکس فوق نمودار نفت‌خام را در تایم‌فریم یک‌ساعته مشاهده می‌کنید.

همان‌طور که در نمودار هم کاملا مشهود است، هرگاه قیمت وارد محدوده حمایتی شده به علت وجود خریداران زیاد، قیمت دوباره به سمت بالا بازگشته است. همچنین وقتی که قیمت وارد محدوده مقاومتی شده، با حجم زیاد فروشندگان روبرو می‌شود که این مسئله باعث ریزش مجدد قیمت می‌گردد.

بله درست حدس زدید. درواقع ماهیت کلی بازار همیشه جدال بین فروشندگان و خریداران است که در این جدال هرچه سطوح حمایت و مقاومت به‌هم نزدیک‌تر شوند، نوسان‌های قیمتی نیز افزایش می‌یابد. تا زمانی‌که یکی از این دو، بر طرف مقابل برتری یابد و روند نمودار نیز همیشه همراه با برنده این جدال است.

نکات مهم درباره سطوح حمایت و مقاومت

  • همیشه برای رسم سطوح حمایت و مقاومت، از تایم‌فریم بالاتر شروع کنید. زیرا هرچه تایم‌فریم شما بالاتر باشد حمایت و مقاومت شما نیز قوی‌تر خواهد بود.
  • برعکس مبحث کانال‌های خنثی، همواره سطوح حمایت و مقاومت به‌صورت افقی ترسیم می‌شوند.
  • اگر قیمت از یک سطح مقاومتی را به بالا بشکند و از آن عبور کند، آن ناحیه از حالت مقاومتی به حمایتی تبدیل می‌شود. همچنین برعکس این موضوع نیز صادق است. اگر قیمت از یک سطح حمایتی به پایین بشکند و از آن عبور کند، آن حمایت تبدیل به مقاومت می‌شود.

نکته: ممکن است در تایم‌فریم‌های پایین به دلیل نوسانات بیش از حد بازار و وجود معامله‌گران هیجانی، بعد از شکست سطوح حمایت/مقاومت، قیمت مجددا بازگردد.

عکس فوق نمودار قیمتی طلا/دلار درتایم‌فریم روزانه را به ما نشان می‌دهد. اگر دقت کنید در ابتدا قیمت پس از چندبار برخورد به ناحیه مقاومتی، موفق به شکست آن ناحیه می‌شود. در این‌جا نقش ناحیه مقاومتی به حمایتی تبدیل شده و سعی در حفظ قیمت در بالای آن ناحیه را دارد که در نهایتا باعث رشد بیشتر قیمت می‌شود. قدرت این سطح حمایتی آن‌قدر زیاد است که وقتی پس از ۵ ماه قیمت دوباره به آن ناحیه بازمی‌گردد، نقش حمایتی خود را به‌خوبی ایفا می‌کند.

رسم سطوح حمایت و مقاومت، شاید برای افراد مبتدی در ابتدا کمی سخت باشد. اما من به شما می‌گویم که با کمی تمرین و ممارست می‌توانید حتی باچشم نیز این سطوح را به‌راحتی تشخیص دهید.

سوال: سطوح حمایت و مقاومت را در نمودار زیر ترسیم کنید. باتوجه به سطوح حمایت و مقاومت حرکت  بعدی قیمت را تحلیل کنید؟

  1. قیمت صعودیست.
  2. قیمت رنج است.
  3. قیمت نزولی است.

جواب: سعی کنید قبل از این‌که جواب را مطالعه کنید، خودتان کمی تلاش کنیدو آن دسته از کسانی که قبل از نگاه کردن به جواب، خود شروع به حل مئله می‌کنند، معمولا افراد موفق‌تری در آینده خواهند بود.

ابتدا باید سطوح اصلی و میانی حمایت و مقاومت را پیدا کنیم.

همان‌طور که در نمودار مشاهده میکنید،حمایت اصلی و مقاومت اصلی ناحیه‌هایی هستند که قیمت بیشترین واکنش را بین این دو ناحیه از خود نشان می‌دهد. اما همواره معامله‌گرانی نیز در بازار وجود دارند که در تایم‌های پایینتر مشغول به معامله هستند. پس طبیعی است که سطوح میانی حمایت و مقاومت را این دسته از معامله‌گران به‌وجود می‌آورند. هرگاه قیمت به زیر سطح میانی نفوذ کند نقش آن سطح به مقاومت و هرگاه قیمت به بالای آن نفوذ کند، نقش سطح میانی به حمایت تبدیل می‌شود. اما ما برای معامله در ناحیه میانی کاری به قیمت نداریم و صبر می‌کنیم تا قیمت از یکی از دو سطح اصلی حمایت و یا مقاومت خارج شود.

پس از رسم ناحیه مقاومت اصلی، مشخص است که قیمت از ناحیه مقاومتی عبور کرده است. در این حالت، ناحیه مقاومت اصلی و تمام سطوح زیر قیمت، تبدیل به یک سطح حمایتی می‌شوند. و ما می‌توانیم انتظار رشد قیمت را داشته باشیم. نتیجه نهایی قیمت را در عکس زیر می‌توانید مشاهده کنید.

توجه کنید که این تنها یک تحلیل ساده بود. اما اگر به عنوان یک معامله‌گر بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم باید انتظار هر حرکتی را از قیمت داشته باشیم. زیرا بازار قسم نخورده که به تحلیل ما عمل کند. اگر قیمت مجدد به زیر حمایت اول برگردد، می‌توان انتظار داشت که قیمت در مرحله اول تا حمایت میانی و در مرحله بعدی تا حمایت نهایی نزول داشته باشد.

نقاط پیوت (Pivot) چیست؟

درواقع پیوت‌ها یکی از ظریفترین مباحث در تحلیل تکنیکال محسوب می‌شوند که شاید خیلی به چشم نیایند. اما در هر نوع سبک تحلیلی که در آینده قرار است ادامه دهید کاربرد خواهد داشت. لازم به ذکر است که حتی این موضوع در کتاب آموزش تحلیل تکنیکال جان مورفی نیز توضیح داده نشده است.

تعریف پیوت (Pivot)

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده که وقتی می‌خواهیم یک نمودار را تحلیل کنیم، از کجای آن شروع کنیم و جلو برویم؟ چون هرچه به عقب‌تر برویم، بازهم کندل و روندهای مختلف را می‌بینیم. خوب این‌که نمی‌شود برای هر تحلیل برویم و از تاریخچه نمودار تا زمان حال را تحلیل کنیم. حال چه‌کنیم؟

برای این‌کار تحلیلگران یک‌سری نقاط مهم را در نمودار به عنوان نقاط عطف نشانه‌گذاری می‌کنند و بر اساس این نقاط شروع به تحلیل قیمتی و تشخیص روندها می‌کنند. درواقع پیوت‌ها، نقاط قیمتی هستند که قیمت در آن نقطه واکنش نشان می‌دهد و باعث تغییر مسیر در جهت روندها و ایجاد نوسان در قیمت می‌شود.

انواع پیوت در تحلیل تکنیکال

نقاطی پیوت تقریبا به شکل نقاط حمایت/مقاومت در نمودار عمل می‌کنند.یعنی  اما از لحاظ کلی دو نوع پیوت داریم:

  • پیوت مینور
  • پیوت ماژور

پیوت مینور

در تعریف پیوت‌های مینور نقاطی هستند که در آن‌ها برگشت قیمتی محدودی را شاهد هستیم. اما جهت روند را عوض نمی‌کنند. این نقاط برای معامله‌گران بلندمدت شاید اهمیت زیادی نداشته باشد، زیرا آن‌ها در جهت اصلی همواره معامله می‌کنند.

اما از لحاظ هنر تحلیل تکنیکال این نقاط به دلیل ایجاد نوسان‌های قیمتی، ارزش و اعتبار ویژه‌ای می‌توانند داشته باشند. در آیند هخواهیم دید که چگونه از این نقاط برای ترسیم برخی از الگوها و رسم خط روند استفاده می‌شود.

پیوت ماژور

همان‌طور که از اسمش هم مشخص است یکی از نقاط اصلی و مهم در تحلیل تکنیکال همین پیوت‌های ماژور هستند. در این نقاط در واقع نقاط برگشتی بزرگی هستند که جهت روند در آن نقطه تغییر می‌کند (از صعودی به نزولی و یا برعکس). به‌عبارت ساده‌تر می‌توان پیوت‌های ماژور را به عنوان کف و سقف درنظر گرفت.

به عنوان یک تحلیلگر برخلاف پیوت‌های مینور که درجه اهمیت کمتری داشتند، این نقاط برای شکل گیری الگوهای جدید قیمتی، نقش بسیار مهمی را دارند و به ما می‌گویند که از کجا باید الگوهای قیمتی را برای تحلیل ترسیم کنیم.

به‌عنوان مثال در نمودار فوق می‌توانید به تفکیک پیوت‌های مینور و ماژور را در کنار یکدیگر ببینید.

سوال:

در نمودار زیر، نقاط علامت‌گذاری شده B و C به ترتیب کدامیک از انواع پیوت‌ها محسوب می‌شوند؟

  1. نقطه B مینور، نقطه C مینور
  2. نقطه B ماژور، نقطه C ماژور
  3. نقطه B مینور، نقطه C ماژور
  4. نقطه B ماژور، نقطه C مینور

جواب:

ما در روند تشخیص پیوت‌ها یک قانون داریم که هنوز به شما نگفتیم. همان‌طور که در نمودار فوق مشخص است، گاهی روندها ممکن است دارای نوسان‌های زیادی باشد. این نوسانات کار ما را برای تشخیص پیوت‌های مینور از ماژور، سخت می‌کند.

قانون: هرگاه در روند حرکتی قیمت (در یک تایم‌فریم خاص)، یک اصلاح بیش از ۵۰% حرکت اصلی صورت بگیرد، می‌گوییم روند جدیدی شکل گرفته است.

به شکل زیر نگاه کنید:

قیمت از نقطه A به سمت نقطه D درحال حرکت است. در این بین، یک حرکت اصلاحی به نقطه C صورت می‌گیرد. به دلیل این‌که B,C بیش از ۵۰% حرکت قبلی A,B است، ما باید نقطه C را به عنوان یک پیوت ماژور در نظر بگیریم. درصورتی‌که بسیاری از تحلیل‌گران این نقطه را به‌عنوان پیوت مینور حساب می‌کنند که این یک اشتباه است.

حال برمی‌گردیم به سوال قبل:

در سوال قبل نیز موج B بیش از ۵۰% موج A را بازگشته و همچنین موج C نیز بیش از ۵۰% موج B را بازگشته است. پس هر دو نقطه را باید به‌عنوان پیوت ماژور درنظر بگیریم.

فراموش نکنید که شما در ابتدای یک مسیر آموزشی هستید و ممکن است بعضی از مسائل برای شما کمی پیچیده به‌نظر برسند که با کمی تمرین این مشکل نیز حل خواهد شد.

نکات مهم در رابطه با پیوت‌ها

  • برای مشخص کردن پیوت‌های مینور و ماژور در هر تایم‌فریم دنبال ریز موج‌ها نباشید. به روند کلی قیمت در آن تایم‌فریم نگاه کنید. قطعا پیوت‌های مینور، خود می‌توانند یک پیوت ماژور در تایم‌فریم کوچک‌تر باشد.
  • پیوت‌های ماژور نقاط برگشتی و تغییر روندها در نمودار را به ما نشان می‌دهند. سعی نمکنیم که این نقاط را حدس بزنیم. زیرا وقتی پیوت مشخص می‌شود که قله و یا کف شکل گرفته باشد. درصورت حدس زدن ممکن است در دام پیوت مینور گیر کنیم.

آیا راههای دیگری برای تعیین نقاط برگشتی در تحلیل تکنیکال وجود دارد؟

قطعا بله. اما نیاز داریم که اول با مفاهیم پایه بیشتر آشنا شویم. در ادامه بیشتر به معرفی و استفاده از اندیکاتورها در تائید نقاط برگشتی و علائم تغییر روند خواهیم پرداخت.

“سرمایه‌گذاری روی دانش، بهترین بازدهی را خواهد داشت.”


Benjamin Franklin

جمع‌بندی

در قسمت دوم از سری آشنایی با تحلیل تکنیکال ابتدا با انواع کانال‌ها آشنا شدیم. سپس به موضوع مهم حمایت و مقاومت پرداختیم و یادگرفتیم که این سطوح چگونه عمل می‌کنند و چگونه باید از آن‌ها استفاده کنیم.در نهایت هم با پیوت‌های مینور و ماژور و همچنین نحوه پیدا کردن نقاط مهم بازار شدیم. با کمی تمرین می‌توانید حتی باچشم نیز این نقاط را در نمودار پیدار کنید.

اگر سوالی دارید در زیر همین مقاله طرح کنید حتما به آن پاسخ خواهم داد.

درصورت مفید بودن مطلب فوق لطفا آن‌را با دوستان خود نیز به اشتراک بگذارید.

می‌توانید ویدیوهای بیشتری از تالاربورس را در آپارات (شبکه اشتراک ویدیو) و همچنین کانال یوتیوب تالاربورس مشاهده کنید.

پویا بهایی‌پور

درباره نویسنده مقاله :

من در بازارهای مالی سود نمی‌کنم بلکه زندگی می‌کنم. نتیجه تمامی مطالعه و تحقیقات من در این حوزه به همین یک جمله خلاصه می‌شود. تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم.

اشتراک
اطلاع از
guest
57 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده همه دیدگاه ها
حمزه بهمنی
حمزه بهمنی
1 سال پیش

سلام بسیار عالی بود ممنون از انتشار مطالب

رضا باشوکی
رضا باشوکی
1 سال پیش

با سلام خدمت استاد عریز آیا برای تجربه بیشتر از شناخت تکنیکال بهتر است که کانالها را ترسیم کنیم یا میشود با نگاه کردن و تحلیل از نمودارها داخل بازار به این تجربه رسید اگر زحمتی نیست در این مورد بیشتر توضیح دهید سپاسگزارم

رضا باشوکی
رضا باشوکی
1 سال پیش

سلام یک سئوال آیا برای نواسان گیری میشود در زمان حمایت ورود کرد و بعد از مقاومت خارج شد ممنوم

اسماعیل رسولی
اسماعیل رسولی
1 سال پیش

دست شما درد نکند بسیار عالی بود .

رها
رها
1 سال پیش

این بخش هم عالی بود.ممنون. اگه بخوایم برای نموداری که سوال درباره ش مطرح شده سطح مقاومتی تعیین کنیم باید همه پیوت های ماژور رو در بربگیره؟

رها
رها
1 سال پیش

با سلاام و خسته نباشید. در قسمت سطح مقاومتی و حمایتی که گفته شده همیشه برای رسم سطوح حمایت و مقاومت، از تایم‌فریم بالاتر شروع کنید منظور چی هست؟ یعنی بازه زمانی بیشتری رو در نظر بگیریم ؟

trackback
آشنایی با تحلیل تکنیکال- الگوهای قیمتی (بخش پنجم) - تالاربورس
1 سال پیش

[…] بخش دوم […]

trackback
آشنایی با تحلیل تکنیکال- روانشناسی بازار (بخش هفتم) - تالاربورس
1 سال پیش

[…] بخش دوم- حرکات قیمتی […]

trackback
آشنایی با تحلیل تکنیکال- اندیکاتور (بخش سوم) - تالاربورس
1 سال پیش

[…] آشنایی با تحلیل تکنیکال (بخش دوم) […]

علیرضا خشگباری
علیرضا خشگباری
1 سال پیش

خیلی مفید و روان ، متشکر

{"email":"Email address invalid","url":"Website address invalid","required":"Required field missing"}

مقالات پیشنهادی


سهام دلاری چیست؟ با تغییرات قیمت دلار، قدرت خرید ما هم تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب

پوشش ریسک یا همان هج (Hedge)، نوعی استراتژی معاملاتی برای کاهش ریسک است. به این

ادامه مطلب

ریسک چیست؟ و چه تعریف از آن در ذهن دارید؟ تفسیر ریسک به چه معناست؟

ادامه مطلب

پلتفرم لیسک چیست؟ پلتفرم لیسک به چه‌صورت کار می‌کند؟ لزوم پیدایش پلتفرم لیسک بر چه

ادامه مطلب

عرضه اولیه این هفته عرضه اولیه این هفته و امروز به‌همراه لیست کامل شرکت‌های جدید که

ادامه مطلب

بازار سرمایه چیست؟ بسیاری از افراد در بازارهای مالی فعالیت می‌کنند و گاه و بی‌گاه

ادامه مطلب

دوره‌های حرفه‌ای آموزش سرمایه‌گذاری در بورس را آغاز کنید...

57
0
شما هم نظر بدهیدx
()
x